تاج الدين احمد وزير
172
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
دلم تشريف وصل تو همىخواهد كه درپوشد * و لكن نه همانا كش قد و بالا [ ى ] آن باشد همىخواهد كه شاگردى خدامت كند از جان * ولى با آن سرو طلعت كرا آسا [ ى آن ] باشد « 1 » توأم گستاخ كردستى برين جرأت و گرنه بر * بساط انبساط تو كرا يارا [ ى ] آن باشد * * * و أبرح ما يكون الشّوق يوما * اذا دنت الخيام من الخيام * * * « 2 » ازلفت الجنّة للمتّقين * و اتّفاق قرب جوار بعد أرائك « 3 » * * * با باديهء هجر تو اى دوست برانيم * دلشاد سوى كعبهء وصل تو رهينم « 4 » و تصوّر خاطر آنكه « 5 » به شرف وصول به خدمت جناب به شرف مشرّف شده روايت اتّفاقات * 140 * ادراك اين دولت موظف خواهد بود و خود به قصد « 6 » منعكس ، و به كنه منقلبست . آرى : تجرى الرّياح بما لا تشتهى السّفن بااينهمه اين يك از همه طرفهترست .
--> ( 1 ) هكذا در متن . ( 2 ) دو كلمه خوانده نمىشود ، شايد « تا آنك » - تا آنكه ، باشد . ( 3 ) يك كلمه به ظاهر چنين خوانده مىشود . كلمات به صورت شعرى نوشته شده ولى با اوزان شعرى مناسب به نظر نمىرسد . كلمات اخير بايد اشاره باشد به آيات شريفهء 55 و 56 در سورهء يس : إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فاكِهُونَ هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِكِ مُتَّكِؤُنَ . ( 4 ) يا « رسينم » ؟ . ( 5 ) آنك . ( 6 ) ظاهرا اين گونه خوانده مىشود .